تبليغاتX
بی وفا(unfaithful)




بی وفا(unfaithful)

مطالب عارفانه و فلسفی

من برای " تو " ویران شده ام تو مرا... آنقدر آزردی.. که خودم کوچ کنم از شهرت.. بکنم دل ز دل چون سنگت.. تو خیالت راحت.. می روم از قلبت.. می شوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من می خندی.. و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی.. بر نمی گردم نه!!! می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد.. عشق زیباست و حرمت دارد.. تو بمان.. دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است.. سخت بیمار شده است.. تو بمان در شهرت

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 21:15 توسط roya roosta|

مهدیییییییییییییییییی اذیت نکن میام خفت میکنمااااااااااا

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:4 توسط roya roosta|

گاهی دلت از سن و سالَت می گیرد..
میخواهی کودک باشی..
کودکی که به هر بهانه ای ، ب...ه آغوش ِ غمخواری پناه می برد ،
و آسوده اشک می ریزد..
. بزرگ که باشی ،
باید بغض های زیادی را ،
بی صدا "دفـن" کنی

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:0 توسط roya roosta|

باکره کیست؟
کسی که یک پرده میان دو پایش دارد ولی از عقب سکس میکند؟
کسی که یک پرد...ه میان دو پایش دارد ولی از دهان سکس میکند؟
کسی که یک پرده میان دو پایش دارد ولی از لایی دو پا سکس میکند؟
کسی که یک پرده میان دو پایش دارد ولی با سینه هایش سکس میکند؟

باکرگی فقط یک پرده نیست!

هر دختری که باکره بود دلیل بر خوب بودنش نیست!
دخترهای دیدم که صد مرد را ارضا میکرد ولی نه از جلو
دخترهای را دیدم که با دو پسر همزمان میخوابید ولی پرده داشت

اینها روباه های هستن با صفت گرگ در لباس یک دختر نجیب!

باکرگی را باید دوباره معنی کرد. . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:59 توسط roya roosta|

قصه بگو تا بخوابم ..
امشب قصه آمدنت را ميخواهم ..
.
ميخواني !؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 10:56 توسط roya roosta|

بــــراي تو
فقــــط
براي تــــو
شايد قصه اي باشد از اميـــد بي كــــران
تنها ايــــمان بياور به وجـــــــود
پستچي مهـــربان آسـمان
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 10:8 توسط roya roosta|

کاش میدانستم
روزی
رویاهایم
هیزم
میشوند و
مرا میسوزانند!

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 19:59 توسط roya roosta|

یادت را روزی ترک خواهم کرد ... مثل پاکت سیگاری که هر روز از پیرمرد سیگار فروش می خرم و می گویم : این آخریست
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:6 توسط roya roosta|

یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... !
دوســـت داری ، همـــدرد نداری ..
خانـــواده داری ، حمــــایت نداری ..
عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری ...
مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری.. .
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:55 توسط roya roosta|

Blessed is the man who found a WOMAN for marriage who loves ALLAH more than him ♥ and blessed is the woman who found a MAN for marriage who waits for her and asks for her from ALLAH ♥

A poor PIOUS man/woman is a better marriage suitor than a rich man/woman who is NOT PIOUS !
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:52 توسط roya roosta|

دلم کسی را می خواهــــد
که هر شب به من بگوید
دوستــــت دارم
و هر روز آنرا ثـــــابت کند..!!
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:50 توسط roya roosta|

مرگم باد
اگر دمی کوتاه آیم از تکرارِ این پیش پا افتاده‌ترین سخن که
"دوستت دارم"
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:48 توسط roya roosta|

گاهی باید بزرگی گناه کسی رو به کوچکی دلش بخشید،
اما نباید بزرگی دل کسی رو بخاطر یک اشتباه کوچک فراموش کرد..
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:31 توسط roya roosta|

از تــو چـه پـنـهــان با تمامِ سـرسـخـتـی ام گــاهــی ایــسـتــاده در پـسِ هــمـیـن وجـود در پـسِ هـمـیـن خـنــده هــای سـرد ... در پـسِ هــمـیـن گـریــه هـای گـرم هـزاران بــار مـی مــیـرم و زنـده مـی شـوم ؛ سـخــت اسـت صـبـور بــاشـی و در حـجـمِ ایـن سـکـوت نـفـسَـت بـنـد نــیـایــــد . . .
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:30 توسط roya roosta|

اگر با آن همه خلافی که انجام داده بودم موفق میشدم به بهشت بروم، آرزو داشتم فقط چند دقیقه جلسه خصوصی با پروردگار داشته باشم. دلم میخواست بگویم ببین، من میدانم منظور تو این بود که دنیا و همه چیز را خوب بیافرینی. اما چطور توانستی اجازه دهی همه چیز این گونه از دست تو خارج شود؟ چه طور توانستی روی نظریه اولیه خودت درباره بهشت ایستادگی کنی؟ زندگی همه آدمها به هم ریخته است!
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:26 توسط roya roosta|

چه ساده لوح اند آنان که می پندارند

عکس تو را به ديوار های خانه ام آويخته ام ،

و نمي دانند که

من ديوار های خانه ام را به عکس تو آويخته ام!
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:23 توسط roya roosta|

و چه لذتی است در تنهایی...باور نداری, از خدا بپرس...
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:22 توسط roya roosta|

چقدر خوبه ادم یکی

را دوست داشته باشه

نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
... ...
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه

تنهاست و نه از روی اجبار بلکه

به خاطر اینکه اون شخص

ارزش دوست داشتن رو داره...

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:4 توسط roya roosta|

دوست دارم دستم به اوني كه دوستش دارم برسه و بگيرمش كلي كتكش بزنم و يهو وسط كتك ، بزنم زير گريه و بگم : " آخه ديوونه ! دلم واست تنگ ميشه ، اينقدر از من دور نباش خب " !
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:13 توسط roya roosta|

جامعه ای که بکارت دختران افتخار پدران و حذف آن آرزوی دختران و پسران،
و برادران فکرهایشان به اندازه ی آغوششان است.
سخت نیست باورش که تعداد رابطه های تجربه شده افتخار میشود؛
از دخترانی که شب خواستگاری آنقدر نجیب میشوند، که عفت صداقت را یکجا پ...اره میکنند؛
تا مردانی که فکرهایشان روی میزهای کافه روشن شده فاصله ی زیادی نیست؛
جماعتی که دعوایشان که میشود بچه ی پایین شهر میشوند! و دختری را که میبینند بچه ی بالای شهر؛
همین میشود که که شعرهایشان مشکی رنگ عشقه باشد؛
و دیوارهایشان پر از شعارهایی باشد که لب و لوچه‌ی دوست دخترشان را توصیف می کند؛
و انگار گشنگی آنقدر هم سخت نیست که دغدغه ی دیگری را هم داشته باشند

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:58 توسط roya roosta|

به پهلو که بخوابد آرام از پشت در آغوش میگیرمش
دستم را روی سینه هایش صلیب میکنم
پایم را میان پاهایش میپیچم و سرم را فرو میکنم میان موهایش
میگذارم نفس گرمم آرام آرام بدود روی پوست عرق کرده اش
و تن داغش غرق شود در آرامش بازوان گشوده ام
به پهلو که بخوابد دنیا برای من تمام میشود ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:53 توسط roya roosta|

همیشــ ـه ...
از پشت بغــ ـل کـردنـت را دوستـــــ ــ ـ تـر داشتــ ـه ام!
همین که عطر تنت دیوانه ام کنـــ ـد
مــــ ـرا بس است...
دیگر تــــوان حمــــ ـل زنجیـــ ـر سنگیـــ ـن نگــ ـاهت را نــــ ـدارم !

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:52 توسط roya roosta|

چقدر خوبه ، کسی هست
که وقتی بهش فکر می کنی !
اونقدر گرم میشی ، که یادت میره
اتـــــاقت چقدر سرده ..! "

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:52 توسط roya roosta|

وقتی با گفت و گو مشکلمون حل نشد ؛
وقتی بحثمون به بن بست رسید !
فقط بغلم کن ... !!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:51 توسط roya roosta|

چـه زیـبـا مـیـشـود کـسـی .... وقـتـی بـیـایـد کـه .... قـرار نـبود بـیـایـد
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:34 توسط roya roosta|

گیرم که دخـــــترها ، سند نجابتشون ، بکارتشــــون ...

تـــــو
سند نجابتت کجاست مــــــرد ؟؟؟
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 10:14 توسط roya roosta|

به كودكم زبان محبت نخواهم آموخت نميخواهم با زبانى منسوخ در ميان انسانهاى مدرن تنها بماند نميخواهم بغض كند وزار بزند نميخواهم ساعتها به دوردست خيره شود وپلك نزند ميخواهم شاد باشد زندگى كند دوست بدارد ودوست داشته شود

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:14 توسط roya roosta|

آخ که هیچکس مثل من نمیتوونه آهنگ شقایق داریوش رو درک کنه

شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق

چشام دریای باروونه شقایق

مثل مردن میموونه دل بریدن

ولی دل بستن آسوونه شقایق


نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:45 توسط roya roosta|

مهربانم اي خوب! ياد قلبت باشد، يک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعايش اين است زير اين سقف بلند، هر کجايي هستي، به سلامت باشي و دلت همواره، مهو شادي و تبسم باشد ...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:31 توسط roya roosta|

وقتی زن میگوید :
دلم برایت تنگ شده ! یعنی :
دوستت دارد !
اگر بگوید دوستت دارد ؛
یعنی دلش برایت تنگ خواهد شد ....
...
جمله ی "دلم برات تنگ شده" ؛
برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست !

فهمیدن زن سخت نیست ....
فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:26 توسط roya roosta|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»

Design By : Pichak